رفتم به خواب ناز همه ماهوارهها
اما نبود اشک شما ماهپارهها
اشک شما که تلخترین عکس عصرهاست
عکسی که خواب مانده سر خار و خارهها
ناقوسها فریفته دنگ دنگ خویش
نام خلیفههاست اذان مناره ها
دیدم هزار بار و فرو ریختم ز شرم
قلب شما شکست به جرم قوارهها
در هیچ متن نام شما اصل قصه نیست
جاری است مثل اشک همیشه کنارهها
«کاتب» که بغض تلخ قلم بود، سالها
با نامتان گریست به رمز واشارهها
***
شیرین نشد نگاه تو با هیچ نوع قند
بادام تلخ بوده نژاد هزارهها